سلسبیل

عَیْنًا فِیهَا تُسَمَّى سَلْسَبِیلا

سلسبیل

عَیْنًا فِیهَا تُسَمَّى سَلْسَبِیلا

سلسبیل

سلسبیل در اصل چشمه ایست در بهشت که ان شاالله همه از آن خواهیم نوشید.اما اینجا مکانی است برای مرور یک آیه از قرآن با هم. هدف این است که باور کنیم این کتاب برای ما نازل شده و ما حق داریم در آن تدبر کنیم وآن را بفهمیم. قرآن مهجور است. از قرآن نترسیم وبا آن مانوس شویم.

ای رُخت چون خلد و لعلت سلسبیل
سلسبیلت کرده جان و دل سبیل
سبز پوشان خطت بر گرد لب
همچو مورانند گرد سلسبیل

آخرین مطالب

  • ۱۰ آبان ۹۶ ، ۱۹:۲۹ 72ملت
  • ۲۸ آبان ۹۵ ، ۱۳:۵۸ رباب

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فاطمیه» ثبت شده است

وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا (۳۴ ابراهیم)


کار تمام شده بود و پسرت بالای سرت

نه پسرت بالای تن بی سرت رسیده بود.

تمام غم دنیا را می شد در نگاهی که از شمارش زخمهای بی شمارت وا مانده بود پیدا کرد.

کدام زخم ها را شمارش کند تیرهایی که چون خارهای خارپشتی از تنت بیرون زده بود یا نیزه هایی که برتنت جامانده بود ، کدام زخم را باید می شمرد شمشیرهایی که ردشان مانده و صاحبانشان پی غارت رفته بودند ویا خنجرهایی که بر دسته هایشان بغضا لابیک حک شده بود.کدام زخم را باید شماره کرد.

زخمی به پهنای غم پدری در داغ پسری که اشبه الناس به پیامبر رحمت بود همه شمارش ها را بهم ریخت.


وحالا این ماییم و اشکهای بی شماری که در غم زخمهای بی شماره تو تا ابد جاریست.

چه کسی می تواند شمارش کند قطرات این باران رحمت را بر کویرهای خشکیده دل ما.

ساقی
۰۶ اسفند ۹۵ ، ۱۲:۲۸ موافقین ۸ مخالفین ۰ ۱۸ نظر

تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ (16سجده)


بیشترین فضیلت عبادت مربوط به تاریک ترین ساعات شب است و این بی جهت نیست.

کسیکه در این سیاهی شب از مسیر بیرون نیفتد در روشنایی روز به راحتی طی طریق خواهد کرد.

تاریک ترین شبهای تاریخ شهر رقم می خورد. زوزه ی گرگها چنان در شهر پیچیده بود که 

نفسهایی که به سینه فرو می رفتند را نیز برای بیرون امدن مردد می ساخت چه رسد به 

آدمی که بخواهد پای بیروننهد وقرق گرگها را بشکند.

تاریک ترین ساعات شب بود.صدای گرگها پشت درب خانه اش شنیده می شد. زوزه ای هولناک .

گله گرگها به خانه او هجوم آورده بودند. از جا برخاست. دستی به پهلوهایش کشید.

اینها تا به کسی حمله نکنند آرام نمی گیرند.ترسید که اهل خانه اش از هجوم گرگها آسیب ببینند.

بهترین ساعات عبادت است. تاریک ترین ساعات تاریخ.

طعمه ای شد برای حمله گرگها وانفاق کرد از جانش وآنچه عزیز تر از جانش بود.

*

*

*

شنیده است که این جماعت در کربلا باحسین چه می کنند آنهم فقط به جرم اینکه پسرعلی است.

نمی خواهد مدینه ،کربلای علی شود. یعنی تا فاطمه زنده است کسی نمی تواند ...

هنوز سرگرم فاطمه بودند که عده ای علی را دست بسته بیرون آوردند.علی سالم بود.

*

از بستر که برخاسته بود اقامه نماز عشق کرده بود به مولایش علی نمازی که با مسمار پشت 

درب رکوعش را به جای آورده بود واکنون در میان کوچه ها پشت سر علی به سجده می رود.

نمازی را که با جماعت شروع کرده بود(خودش و محسنش)حالا بی او به فردا تمام می کند.

ساقی
۲۹ بهمن ۹۴ ، ۱۹:۳۵ موافقین ۸ مخالفین ۰ ۱۸ نظر