سلسبیل

عَیْنًا فِیهَا تُسَمَّى سَلْسَبِیلا

سلسبیل

عَیْنًا فِیهَا تُسَمَّى سَلْسَبِیلا

سلسبیل

سلسبیل در اصل چشمه ایست در بهشت که ان شاالله همه از آن خواهیم نوشید.اما اینجا مکانی است برای مرور یک آیه از قرآن با هم. هدف این است که باور کنیم این کتاب برای ما نازل شده و ما حق داریم در آن تدبر کنیم وآن را بفهمیم. قرآن مهجور است. از قرآن نترسیم وبا آن مانوس شویم.

ای رُخت چون خلد و لعلت سلسبیل
سلسبیلت کرده جان و دل سبیل
سبز پوشان خطت بر گرد لب
همچو مورانند گرد سلسبیل

آخرین مطالب

  • ۱۰ آبان ۹۶ ، ۱۹:۲۹ 72ملت
  • ۲۸ آبان ۹۵ ، ۱۳:۵۸ رباب

جبران کوفیان

سه شنبه, ۱۳ مهر ۱۳۹۵، ۱۱:۴۶ ق.ظ

فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلَا تَقْهَرْ (9ضحی) 


از خانه که خارج شدم خیل عظیم شیر به دستانی که برای سلامت پدرم اشک می ریختند صف کشیده بودند. کودکانی که پدرانشان یا در رکاب پدرم شهید شده بودند یا با ذوالفقارش هلاک.برای پدرم فرقی نداشت فرزند صحابیش باشد یا خوارج. او یتیم نواز بود.لقمه هایی که در دهان ایتام می گذاشت آن قدر شیرین بود که کودکان دیگر بگویند ای کاش ما هم یتیم بودیم.

کاسه های شیر که افاقه نکرد گفتند باشد، یا علی جبران می کنیم.



از خیمه که خارج شدم خیل عظیم شمشیر بدستانی که برای کشتن برادرم هلهله  می کردند صف کشیده بودند. کودکان دیروز که در دامان یتیم نواز پدرم بالیده بودند امروز برای یتم کردن فرزندان برادرم آمده بودند. چهره برخیشان را بخوبی یادم هست. همه آمده بودند حتی آنهاییکه آرزو می کردند یتیم باشند تا پدرم نوازششان کند. کوفیان عجیب بودند، هر چه پدرم می آموختشان خلافش را فرا می گرفتند. تردید داشتم که آیا یتیم نوازی پدم را آموخته اند یا نه؟ دلم نمی خواست نه بگوید ولی...

کاسه های شیر دیروز شمشیر ها و نیزه های امروز بود که خوب برایشان افاقه کرد. و برادرم...

گفتند حالا آل علی یتیم شده اند جبران کنید. یتیم نوازی را هم نیاموخته بودند ، این را از ضرب تازیانه هایشان فهمیدم و از خیمهای که سوخت و کودکی که...


خواستید ادامه مطلب را هم ببینید.

التماس دعا


حرف ما دختر و پدر امشب

بیشتر روضه های مکشوف است
زخم من یادگاری شام و
زخم تو یادگاری کوفه ست
دختران بازیم نمیدادند
چون لباس تنم قشنگ نبود
دستم انداخت دختر خولی
وصله ی دامنم قشنگ نبود
خیزران یزید پیرم کرد
چوب دست بد و بلندی داشت
دخترش هم به معجرم خندید
دخترش حس خودپسندی داشت
چند دندان شکست بین طبق 
دانه به دانه را شمردم من
پیش من چوبدست خوردی تو 
پیش تو پشت دست خوردم من

یا حسین...

نظرات  (۳۰)

۱۳ مهر ۹۵ ، ۱۲:۱۵ ωـاره بانـפּ
عالی
شعر خیلی به دل نشست
التماس دعا شدید
۱۳ مهر ۹۵ ، ۱۳:۰۰ د‌ل‌باخته ..
چه نمک نشناس بودند کوفیان...
۱۳ مهر ۹۵ ، ۱۳:۰۹ مــ. مشرقی
آه از کوفیان...
خوب نوشته بودید.
التماس دعا
هعی....... :-(
محتاجیم به دعا
تسلیت میگم این ایام رو
۱۳ مهر ۹۵ ، ۱۷:۵۵ نجمه خانم
حرم حرم حرم
زندگیم حرم
منو می بری حرم....




السلام علیک یا اباعبدالله
۱۳ مهر ۹۵ ، ۱۹:۳۲ ....مسعود ....
متشکر از شعرتون
۱۳ مهر ۹۵ ، ۲۲:۰۱ حامد عبدالهی
راهشون رو درک کنیم و عشقشون رو
اونوقت به دل سیاه ما هم امیدی هست...
وگرنه...
قبول باشد.
اجر شما با سه سالۀ ابا عبدالله...
دست های کوچکش گره های بزرگ را وا می کند...
کوفه هیچ وقت وفا رو یاد نگرفت...
خیلی درداور بود
ممنونم
یاعلی
۱۴ مهر ۹۵ ، ۱۳:۴۷ نـــای دل
عرض تسلیت...
لایوم کیومک یا اباعبدالله
التماس دعا
یا علی
صلی الله علیک یا ابا عبدالله الحسین
روضه هاداشت....شعرعالی
:(
گریم گرفت
نمک نشناسای نمک دون شکن:(
سلام
خیر ببینی برادر...
۲۲ مهر ۹۵ ، ۱۳:۵۰ ....مسعود ....
السلام علیک یا بنیة الحسین رقیة سلام الله علیک
۲۳ مهر ۹۵ ، ۱۲:۲۸ คຖē Şhērlฯ
مطلبتان بسیار گران قدر است....
ماجور باشید
باسلام و ادب
باتشکر از همراهی شما
بسیار عالی
اجرکم عندالله
التماس دعا
یاعلی
بسیاری از دشمنان جنگ کربلا به دلیل کینه ای که از حضرت علی علیه السلام داشتند، در جنگ شرکت کردند
سلام
قبول باشه طاعات
التماس دعا
احسنت...
ایام تسلیت ...
یاعلی
و باز حضرت صاحب از کوفه شروع خواهد کرد....
۲۵ مهر ۹۵ ، ۲۰:۳۹ علیرضا رحیمی
خاک ذلت بر سرشان...
۱۰ آبان ۹۵ ، ۲۳:۳۶ ....مسعود ....
متشکرم
۱۵ آبان ۹۵ ، ۱۸:۵۵ ارکیده س ی
سلام

مطلب خوب شما در کانال انقلابیست منتشر شد

خدا قوت

https://telegram.me/enghelabist
۲۶ آذر ۹۵ ، ۱۱:۴۳ ❤منتـــظر المهدی 313❤
خیلی عالی بود احسنت

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی